تحلیل هستی‌شناسانه نحوه وجود نفس در حکمت متعالیه؛ گذار از دوگانگی مادی-مجرد بر مبنای تشکیک وجود

نوع مقاله : مقاله علمی_پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار گروه الهیات و معارف اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد

2 طلبه سطح چهار رشته فلسفه و کلام مدرسه علمیه عالی نواب

AHI/ahi.2025.951.1048

چکیده

تبیین حقیقت نفس و چگونگی ارتباط آن با بدن، همواره از چالش‌های بنیادین در دوگانه‌انگاری‌های فلسفی بوده است. در حالی که حکمت مشاء بر مبنای تغایر ذاتی ماده و مجرد، نفس را جوهری مفارق و ارتباط آن با بدن را عرضی می‌دانست، حکمت متعالیه با تغییر چارچوب از ماهیت به وجود، طرحی نو درانداخت. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد هستی‌شناسانه، به واکاوی نحوه وجود خاص نفس انسانی و چگونگی اجتماع حیثیات مادی و مجرد در هویت واحد آن می‌پردازد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که صدرالمتألهین با استناد به اصالت وجود، تشکیک در مراتب هستی و حرکت جوهری، نفس را نه در عرض عوالم سه‌گانه (ماده، مثال و عقل)، بلکه حقیقتی «سِعی» و «جامع» معرفی می‌کند که محیط بر این عوالم است. بر این اساس، نفس در بدو حدوث، عین تعلق به ماده و دارای ترکیبی اتحادی با بدن است (جسمانیة الحدوث) و در بستر حرکت اشتدادی، بدون آنکه دچار گسست هویت شود، مراتب تجرد را طی می‌کند (روحانیة البقاء). نتیجه آنکه دوگانه «مادی-مجرد» در ساحت نفس، نه به معنای تناقض یا ترکیب انضمامی، بلکه بازتابی از «وحدت تشکیکی» است؛ به‌گونه‌ای که نفس در عین تجرد، شئون مادی خود را به نحو «رقیقه» حفظ کرده و مصداق بارز «وحدت در عین کثرت» می‌گردد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات