با پیشرفت فناوری دیجیتال و افزایش کارایی رایانهها، فناوریهای رایانهای در زندگی انسانها رسوخ پیدا کردند، از جمله این فناوریها تراشههای مغزی است. تراشههای مغزی در بدن انسان کاشته میشوند و به دلیل ارتباط مستقیم با بدن انسان، تاثیرات آنها روی انسان بسیار بیشتر از سایر فناوریها است، در نتیجه علاوه بر اینکه تحقیق در فناوریهای جدید ضرورت دارد، مسئله تراشههای مغزی نیز حائز اهمیت ویژهای است. نگاره حاضر با شیوه توصیفی-تحلیلی و بر اساس مبانی حکمت متعالیه به بررسی امکان انتقال آگاهی بین انسان و رایانه توسط تراشههای مغزی میپردازد. در این پژوهش با تکیه بر تجرد علم و نفس و همچنین حصول علم به شیوه علیت و اتحاد، اثبات گردید که ارتباط مستقیم تراشههای مغزی با نفس انسانی از منظر حکمت متعالیه محال است. در مقابل با توجه به حدوث جسمانی نفس، ترکیب اتحادی بین بدن بهعنوان ماده و نفس بهعنوان صورت و در نهایت رابطه تاثیر و تاثری شدید بین بدن و نفس، این نتیجه به دست آمد که چنانچه تراشههای مغزی از واسطه بدن استفاده کنند میتوانند با تاثیر روی بدن بر روی نفس تاثیر بگذارند. در نتیجه از دیدگاه حکمت متعالیه انتقال آگاهی میان انسان و تراشههای مغزی به واسطه بدن ممکن است.