1
دانشیار فلسفه دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه، کرمانشاه، ایران.
2
گروه فلسفه، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، لرستان، ایران.
AHI/ahi.2026.3380.1146
چکیده
مسئله پژوهش حاضر، تحلیل فلسفی و تقریر گزاره «إِنَّ الشِّرکَ باطِلٌ وَالباطِلُ لا بُرهانَ لَهُ بَلِ البُرهانُ عَلَیهِ» در باب برهانناپذیری شرک ذاتی بهمثابه باطل است. روش تحقیق، تحلیل مبتنی بر متون فلسفی ـ منطقی و با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی است که با تأکید بر دیدگاه ملاصدرا سامان یافته است. در گام نخست، با تبیین معانی حق و باطل و نسبتِ تناقض میان آن دو، نقش حدّ وسط در اطلاق برهان ـ اعم از برهان إنّی و برهان لمّی ـ مورد تحلیل قرار میگیرد و در این چارچوب، شرک ذاتی بهعنوان مصداق تامّ باطل، معرفی میشود. بر این اساس، فقدان ماهیت، نداشتن حدّ، و بیعلّتیِ شرک، مبنای اصلی برهانناپذیری آن از حیث «له» تلقی میگردد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که شرک ذاتی، به دلیل ممتنعبالذاتبودن، نخست آنکه وجود ندارد و ازاینرو، فاقد علل وجودی است؛ دوم آنکه دارای ماهیتِ موجوده نیست، در نتیجه، علل ماهوی نیز ندارد و بدینسان از حدّ وسط محروم است؛ سوم آنکه با فقدان حدّ وسط، امکان اقامه برهان لمّی درباره آن منتفی است؛ و چهارم آنکه در مورد امر ضروریالعدم، هرچند اقامه برهان «علیه» آن (برای انکار) ممکن است، اما برهان «له» آن (برای اثبات و ثبوت)، اساساً امکانپذیر نیست. نتیجه آنکه شرک، از آنرو که باطل است، هیچ دلیل و برهانی برای اثبات آن وجود ندارد، هرچند برای نفی آن میتوان برهان اقامه کرد. با توجه به نسبت تناقض میان توحید ذاتی (حق) و شرک ذاتی بهمثابه باطل، تنها توحید ذاتی است که قابلیت اثبات و اقامه دلیل و برهان را دارا است.