رابطه بنیادهای نظری مکتب فکری فلسفی قم با الگوی تحول معرفتی در جهان اسلام

نوع مقاله : مقاله علمی_پژوهشی

نویسندگان

1 مدرس دانشگاه .اصفهان.ایران .

2 دانشیار گروه معارف دانشکده اهل البیت دانشگاه اصفهان

AHI/ahi.2026.3256.1115

چکیده

مکتب فکری فلسفی قم، به‌عنوان یکی از اقطاب اندیشه اسلامی در عصر معاصر، نه‌تنها استمرار‌دهنده‌ی میراث حکمت متعالیه است، بلکه در تعامل با جریان‌های معرفتی جهان اسلام، الگوهای نوینی از تحول معرفتی را شکل داده است. پرسش محوری این پژوهش آن است که بنیادهای نظری مکتب قم چگونه با الگوهای تحول معرفتی در جهان اسلام پیوند خورده و آنها را دگرگون ساخته است. در حالی که تحقیقات پیشین غالباً به توصیف تاریخی این مکتب پرداخته‌اند، این مطالعه با رویکردی مسئله‌محور به تحلیل پیوند میان مبانی هستی‌شناختی، معرفت‌شناختی و روش‌شناختی مکتب قم با دگرگونی‌های فکری–تمدنی در جهان اسلام می‌پردازد و اثبات می‌کند که ظرفیت این مکتب برای تولید نظریه در سطح بین‌المللی هنوز به‌طور کامل شناخته نشده است. این پژوهش با روش توصیفی –تحلیلی انجام شده و داده‌ از منابع اصلی گردآوری گردیده است سپس این داده‌ها با مدل تحلیل سه‌سطحی شامل هستی‌شناسی، معرفت‌شناسی و روش‌شناسی مورد بررسی قرار گرفته‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که بنیادهای نظری مکتب قم، از جمله اصالت و تشکیک وجود، تلفیق عقل و شهود در معرفت‌شناسی، و روش تفسیری فلسفی–کلامی قرآن، نه‌تنها توانسته‌اند سنت فلسفی شیعی را در سه دوره‌ی ظهور، تکامل و نهادینه‌شدن بازتولید کنند، بلکه بر تحولات معرفتی در دیگر مراکز علمی جهان اسلام نیز اثرگذار بوده‌اند. بنابراین، ظرفیت مکتب قم فراتر از تولید معرفت درون‌گفتمانی است می‌تواند به‌عنوان یک منبع مولد الگوهای تحول معرفتی در مقیاس جهان اسلام، جایگاهی هم‌سنگ با مکتب اصفهان و شیراز بیابد. این امر ضرورت بازسازی نظری بنیان‌های این مکتب را برای پاسخ‌دهی به مسائل معاصر جهان اسلام دوچندان می‌کند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات